تأثیر مهاجرت جوانان بر ساختار خانواده در شهر فیض آباد ولایت بدخشان: با رویکرد کیفی مبتنی بر نظریه سیستمی و اقتصاد جدید مهاجرتکار
DOI:
https://doi.org/10.63810/hzh16g65الكلمات المفتاحية:
کلمات کلیدی: مهاجرت جوانان، ساختار خانواده، رمیتنس، نظریه سیستمی لویمان، NELM، بدخشان، افغانستانالملخص
هدفاینتحقیق، شناساییو تحلیلتاثیراتمهاجرتبینالمللیجوانانبر دگرگونیو بازسازماندهی ساختار خانوادهها در شهر فیضآباد است. زیرا، این پدیده فراتر از یک جابهجایی جمعیتی، مناسبات درونخانوادگی را متزلزل کرده است. و این تحقیق با تمرکز بر جامعهیآماری، شهر فیضآباد و با استفاده از روش پدیدارشناسی تفسیری و چارچوب نظری سیستمهای اجتماعی لومان و اقتصاد جدید مهاجرتکار، به بررسی این تحولات میپردازد. یافتههای حاصل از مطالعهی ۲۵ خانواده در محلات مختلف شهر فیضآباد نشان میدهد که مهاجرت منجر به بازسازماندهی بنیادین نقشها شده است؛ از جمله معکوس شدن سرپرستی در ۸۰٪ خانوادهها و تغییر نقش مدیران داخلی کانون خانواده به کارگزاران اقتصادی در ۸۵٪ موارد. اگرچه حوالههای پولی ۸۵٪ درآمد خانوادههای فیضآبادی را تأمین کرده و امنیت مالیکوتاهمدت ایجاد میکند، اما همزمان باعثایجاد وابستگی ساختاریو تشدید تعارضاتشده است. تحلیلسیستمیحاکی از آن استکه این خانوادهها در شهر فیضآباد در وضعیت بازسازماندهی ناپایدار قرار دارند که با تضعیف خودتنظیمی و افزایش بی نظمی همراه است.
التنزيلات
